
|
متولد ماه مهر کس چه میداند ز من جز اندکی ... از هزاران جرم و بد فعلی یکی
|
||
|
|
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390 توسط س.م.شریفی
کسی در من
مدام آیه الکرسی می خواند
نکند.....
همه چیز رو به راه است؟
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 توسط س.م.شریفی
طرف کلی حساسیت به خرج میده که از کلمات عربی استفاده نکنه و فارسی را مثلا پاس بداره.
بعد وقتی بهش پیامک میزنم"سلام"... جواب میده"Dorood". گرفتار شدیم بخدا!!! نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 توسط س.م.شریفی
سونامی ژاپن، فقط پس لرزه رفتنت بود...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 توسط س.م.شریفی
وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشمهایم را باز کردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده. او گفت: " آقای فوجیما. شما خیلی شانس آوردید که دو روزِ پیش، از بمباران هیروشیما جان به در بردید. حالا در این بیمارستان در امان هستید." با ضعف پرسیدم: " من کجا هستم؟" زن گفت: " در ناگازاکی." الن مه یر - بد شانسی - داستانهای 55 کلمه ای نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 توسط س.م.شریفی
|
|
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||